سنگر محله

هفته نامه تربیتی-مسجدی
آخرین شماره‌های نشریه
  • ۹۶/۰۹/۲۳
  • ۹۶/۰۹/۱۶
  • ۹۶/۰۹/۰۹
  • ۹۶/۰۹/۰۱
آخرین نظرات و پیامک‌ها

  • ۱
  • ۰

همه مساله این جاست که ذهن کوچک من و تو توانایی درک بزرگ‌تر از خودش را ندارد. قصه، قصه ماهی و دریاست که تا ماهی ماهی و دریا دریاست، ماهی سوال خواهد کرد که این دریا که می‌گویند کجاست؟! تازه این برای دریای محدود است که به خیال ماهی بینهایت آمده است؛ کافی است ماهی را مدتی بیرون بیاورند تا جواب سوال خود را بگیرد. اما برای بینهایتِ بی‌نهایت چه؟ آیا راهی به درک آن هست؟

  • ۰
  • ۰

کوتوله بودن درد بزرگی است. حتی از کور و کر بودن هم بدتر است! البته پرواضح است که منظور، کر و کور و کوتوله ظاهری نیست، بلکه کوچک‌مغزانِ کوردل که حقایق آشکار را نمی‌بینند و دست به انکارِ واقعیت‌ها می‌زنند، مد نظر است. مثل کسی که اول‌شخص عالم، پیامبر اعظم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را می‌بیند و می‌فهمد که پیام و کلام او از جنس حرف‌های بشری نیست و نورانیت و ماندگاری آن تابع قوانین دنیوی نخواهد بود، آن وقت چون ابلهان در مقابل رسول‌الله قد علم می‌کند و او را ناقص و دم‌بریده می‌خواند. احمق!

  • ۰
  • ۰

گیرم ماشینت را بیمه کردی، خانه‌ات را هم؛ بیمه آتش‌سوزی و بدنه و هرچه که فکرش را بکنی. خیال می‌کنی خیالت راحت می‌شود؟ ببخشید؛ بیمه جادوگری هم داریم؟ تاریکی چه؟ یا بیمه حسادت؟

اگر کسی ماشینت را جادو کرد، طوری که بدون هیچ مشکل ظاهری، از کار افتاد؛ یا حسودی، تو را طوری چشم زد که زمین خوردی و نتوانستی سربلندکنی، آیا بیمه پاسخگویت است؟ چه می‌خواهی بکنی؟ به سراغ جن‌گیرها و رمال‌ها می‌روی؟ یا مثل خرافاتی‌ها نعل اسب آویزان می‌کنی و خون حیوان را به ماشینت می‌مالی؟ قبول داری که این‌ها بی‌راهه است؟

  • ۰
  • ۰

اشاره: این بخش به همت بچه‌های مسجد المهدی عجل الله تعالی فرجه راه اندازی شده و قراره در هر شماره میهمان نکته‌ها و پیام‌های یکی از آیات کریمه قرآن باشیم. این هفته سوره مبارکه عنکبوت آیه 9:

وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ
لَنُدْخِلَنَّهُمْ فِی الصَّالِحِینَ
یعنی اگر به شروط قسمت اول آیه یعنی (آمنوا)(عملواالصالحات) دقیق عمل شود قسمت دوم آیه یعنی(لندخلهم فی الصاحین) تحقق می پذیرد این تحقق شامل درجاتی‌است که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:
برای مثال از القاب امام زمان (عج) «اباصالح» پدر صالح است به این معنی که اگر دخول در صالحان انجام گیرد امام زمان ولی وسرپرست شخص می‌شود.

  • ۰
  • ۰

این که انسان‌ها زیاد با خودشان کشتی می‌گیرند، درد همیشه تاریخ بوده است. جالب است که معمولا هم انسان در مقابل خودش مغلوب می‌شود! نشانه‌اش هم این همه پشیمانی و ندامت است که همه‌مان تقریبا هر روز تجربه‌اش می‌کنیم. این چه معضلی است؟ درد چیست و درمان کجاست؟ چگونه باید با این موذی مرموز مقابله کرد؟

  • ۰
  • ۰

کافی است کلمه «اعجاز قرآن » را در گوگل جستجو کنیم تا بفهمیم از شرق تا غرب عالم معجزه قرآن را در چه چیز می‌دانند؟ بعد از اعجاز ادبی، یا درباره مباحث علمی نوشته‌اند، یا کسانی را که به قرآن بی احترامی کرده‌اند و مسخ شده‌اند،گزارش نموده‌اند. حتی هیچ خبری از کسانی که با قرآن شفاء پیدا کرده‌اند، نیست. درحالی که نه اعجاز علمی ادعای قرآن بوده است و نه مسخ شدن توهین‌کنندگان، حداقل یک آیه «وَ ننَُزِّلُ مِنَ القُْرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنینَ 1» وجود داشت که آن را هم کسی بها نداد. انگار این قرآن دیگر معجزه نیست!

  • ۰
  • ۰

وقتی می‌گوییم تدبر یعنی «منسجم فهمیدن کلام خداوندی» که به صورت حکیمانه‌ای کلامش را تدبیر کرده است، یعنی تدبر دیگر تفکر و تعمق و تفسیر و تاویل نیست. پس دیگر نباید نگران تفسیر به رأی بود و یا انتظار مطالب عمیق و تاویلی داشت که جز از معصوم بر نمی‌آید. زیرا قرار نیست حرفی از غیر ظاهر قرآن زده شود، بلکه هر چه هست، همان متن الهی است که بشر را به عجز آورده است.

  • ۰
  • ۰

تدبر همین کاری است که الان دارید در مقابل این نوشته‌ها می‌کنید. گوینده صحبت می‌کند، شما گوش می‌دهید و می‌فهمید. نویسنده می‌نویسد، شما می‌خوانید و می‌فهمید. فعالیت ویژه‌ای نیست، بلکه منسجم فهمیدن حرف‌های گوینده و نوشته‌های نویسنده است. اما اگر کسی بخواهد این مطالب پراکنده پی‌گیری کند، واقعا چه می‌فهمد؟
تدبر یعنی اگر پای سخنرانی خدا نشستید، آن را کلمه‌کلمه‌های پراکنده نشنوید. چون سخنرانی خدا کلمات مجزا از هم نیست. هر سوره یک سخنرانی است؛ خدا در هر سوره یک سخنرانی برای یک هدف خاص کرده و می‌خواسته فرد یا جامعه را یک قدم رشد دهد. حتی وقتی یک آدم عاقل حرف می زند، پراکنده حرف نمی‌زند. چه برسد به خدا. خدای حکیم علی الاطلاق که می‌خواهد در یک سوره با ما حرف بزند، حتماً پراکنده حرف نمی‌زند. پس چرا اغلب افراد خیال می‌کنند قرآن کشکول است مجموعه‌ای از سخنان پراکنده است. مثل این که کسی این چنین سخن بگوید:
تدبر چیز خوبی است، گفتم چیز، چیز در انگلیسی یعنی پنیر، گفتم پنیر راجع به پنیر صحبت کنیم برای تهیه پنیر شیر را تا 30 درجه سانتی‌گراد گرم می‌کنیم. گفتم سانتی‌گراد...

  • ۰
  • ۰

آدم خجالت می‌‌کشد وقتی که قرآن را با چیز دیگری مقایسه می‌کند؛ چه آن چیز کتاب‌ های دیگر مثل دیوان حافظ و سعدی و حتی کتب پیامبران پیشین باشد، چه معجزاتی مانند شتر صالح و عصای موسی و کشتی نوح. اصلا قرآن کجا و آنها کجا؟ ولی چه کنیم که آن قدر از این بحر عمیق و درّ عتیق دور افتاده‌ایم که تا این مقایسه‌‌ها را نشنویم، به خود نمی‌آییم و قد می‌برنمی‌داریم.
خدا را شکر یادداشت شماره قبل- اگرچه از جنس همین مقایسه‌‌‌های سطح پایین بود- تلنگری شد تا خودمان را جمع و جور کنیم و برای توجه بیشتر به قرآن تکانی بخوریم. البته همراهی مسجد و مسجدی‌ها قطعا از هر نوشته‌ای مهم‌تر است. چه چیزی لذت بخش‌‌‌تر است از قرآن خواندن در سنگر مسجد و در کنار همسنگری‌ها؟

  • ۲
  • ۰

می‌توان حدس زد انبوه جمعیتی را که در یک موزه جمع می‌شوند، اگر بدانند که در آن موزه عصای موسی به نمایش در آمده است؛

می‌توان تخمین زد تعداد مردمانی را که به یک شهر دورافتاده هجوم می‌برند، اگر بفهمند که کوچک‌ترین بقایایی از استخوان‌های شتر صالح در آن جا کشف شده است؛

می‌توان پیش‌بینی کرد استقبال کم‌نظیر رسانه‌هایی را که تصاویر پاره‌های چوبی را منعکس می‌کنند، اگر بدانند که این پاره‌ها بقایای کشتی نوح نبی هستند؛