سنگر محله

هفته نامه تربیتی-مسجدی
آخرین شماره‌های نشریه
  • ۹۶/۱۰/۲۳
  • ۹۶/۱۰/۱۷
  • ۹۶/۱۰/۰۸
  • ۹۶/۰۹/۳۰
آخرین نظرات و پیامک‌ها
  • ۱۲ دی ۹۶، ۱۵:۲۸ - جواد
    تشکر

  • ۰
  • ۰

از بین فیلم‌های تخیلی، آن‌ها که با زمان بازی می‌کنند به طور عجیبی جذاب و هیجان‌انگیزند. شاید به خاطر این که «زمان از دست‌رفته» درد مشترک همه انسان‌هاست و بازگشت به گذشته یا رفتن به آینده تنها راه التیام بر این زخم است. چه حسرت‌ها که برای گذشته‌های گذشته نخوردیم و چه آرزوها که برای آینده‌های نیامده نکرده‌ایم!


از بین همه این‌ها، دل آدمی از هیجان لبریز می‌شود وقتی فیلمی را می‌بیند که در آن رزمنده‌ای سال‌ها بعد از جنگ، به محل عملیات رفته و خواسته یا ناخواسته همرزمان شهیدش را می‌بیند. اگرچه داستان کلیشه‌ای است؛ ولی وقتی زندگیِ شهید با بازیِ زمان ترکیب می‌شود انسان را میخکوب می‌کند و حتی نسلی سومی‌ها و چهارمی‌های جنگ‌ندیده‌ را به بهت و تفکر وامی‌دارد.
تازه این‌ها همه مال وقتی است که شهادت در پشت دوربین باشد و حسرت شهادت در نگاه من و تویی که خود را جامانده آن دوران نورانی و منتظر دوران طلایی بعدی می‌بینیم. در این رابطه سردِ چشم و سینما، ارتباطِ گرمِ قلب و شهادت فوران می‌کند و انسان را به ناکجاآبادی می‌برد که در عالمِ واقع، زمان را در هم می‌شکند و دست نسل سوم و چهارم را در دست شهیدان می‌گذارد...
و این حقیقت اردوی راهیان نور است...

راهیان نور اولین بار به دست حضرت زهرا راه افتاد. کاروان پرابّهت اما کوچک حسنین علیهماالسلام که با مادر همراه شدند و به زیارت مزار حمزه سیدالشهدا رفتند. خدا می‌داند چه احساسی داشتند آن بزرگواران. اگرچه از شهادت عمو مدت‌ها گذشته بود، ولی آن‌ها حس می‌کردند حضور او را. انگار زمان و مکان بی‌معنی است در عالم شهادت: وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فی‏ سَبیلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ. 1
و این حقیقت اردوی راهیان نور است...

این جا را دیگر نمی‌توان نوشت. این جا را باید حس کرد. تو باید آنقدر پای برهنه‌ات را روی خاک‌های گرم چزابه گذاشته باشی و آن‌قدر در آرامش شب‌های شلمچه با خودت خلوت کرده باشی تا ببینی زمان چگونه بی‌معنا می‌شود و حضور شهید چگونه هویدا می‌گردد.
بیا و پا در رکاب کاروان راهیان نور قرار ده که تو هم دوست داری هم‌سفر حضرت زهرا باشی؛
بیا تا خودت مرزهای زمان و مکان را در هم شکنی و نفَسِ دوکوهه و فکه و هویزه را با تمام وجود لمس کنی؛
بیا تا دیگر لازم نباشد شهید را در خیالت تصور کنی، بلکه چشم در چشم او بدوزی؛ با او مناجات کنی؛ التماس هم‌رزمی با او داشته باشی و ندای «یالیتنی کنتُ معک» سر دهی. آن وقت خواهی چشید جذابیت راهیان نور را...

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی